خانه / مقاله و گزارش / تنها حاکم زن در تاریخ ترکان مسلمان/ ایلک‌آی حسینی

تنها حاکم زن در تاریخ ترکان مسلمان/ ایلک‌آی حسینی


راضیه بیگم ۸۰۰ سال قبل در هندوستان حکومت کرده بود، او اولین حاکم زن در تاریخ ترکان مسلمان بود. درکنار موفقیتهای بی‌نظیرش، خطاهای ناشیانه‌ی او پایانی غم‌انگیز برای او رقم زد، عمرش نیز مانند سلطنتش کوتاه بود. در قرن نوزدهم، مسلمانان غزنی هند را تصرف کرد و از آن به بعد تا قرن نوزدهم که به اشغال انگلستان درامد، این قاره سالها توسط ترکها اداره می‌شد. یکی از این دولت‌های ترک مسلمان کوتوبشاه ر( کوتوب شاه‌ها) بودند. یکی از قدیمی‌ترین آثار تاریخی در شهر تخت دهلی و یکی از زیباترین و بلندترین مناره‌های جهان کوتوب مینار (مناره قطب) است. که از این سلسله‌ی ترک به جای مانده است. سلطان‌های این سلسله همگی اصالتا برده بودن همانند حاکمان در مصر که با لیاقت و شایستگی و سرنوشت خود به سلطنت رسیدند. مشهورترین این حاکمان ایلتوموش است. دختر ایلتوموش، راضیه بیگم تنها حاکم زن ترکان مسلمان بود، جانشین او شد. بیگم مونث کلمه‌ی بئی (آقا) می‌باشد. در هندوستان از بیگم برای خانم‌های خانواده‌ی حکمرانان استفاده می‌شد.

«از پسران من بالاتر و بهتر است»

ایلتوموش عمر خود را در سفر گذراند، اهل سنت را در مقابل طرح‌ها و جریان‌های شورشی باتونی محافظت کرد و از ورود خطری بنام چنگیزخان به هندوستان جلوگیری کرد. او در سال ۱۲۳۶ در سفر از دنیا رفت. با وچود پسرانش، دختر جوانش راضیه بیگم را که شاهد جسارتش بود و برخلاف عادت ازدواج نکرده بود جانشین خود قرار داد. وزیران متعقد بودند که یک زن نمی‌تواند فرمانده ارتش باشد و برابری زنان و مردان مغایر با چارچوب و اصول دین است و راضیه بیگم از طرف مردم پذیرفته نخواهد شد. و سخن حضرت پیامبر «دولتی که بوسیله یک زن اداره می‌شود، اصلاح نخواهد شد» را خاطر نشان کردند. اما ایلتوموش به حرف آنها گوش نسپرد و گفت: «پسران من به لذات دنیوی وابسته هستند و هیچکدام از آنها شایستگی اداره یک مملکت را ندارند. راضیه زن است اما از لحاظ شایستگی و بصیرت از همه برادران خود با تر و ارجح می‌باشد». در سال ۱۲۳۶ که ایلتوموش فوت کرد، وزیران با حکومت راضیه مخالفت کردند و پسر ایلتوموش فیروز شاه را به سلطنت رساندند. فیروز شاه فردی مهربان و سخاوتمند بود فقط بسیار اسراف میکرد. وقتی سوار بر فیل از کوچه‌ها رد میشد در میان مردم طلا پخش می‌کرد و به نصیحت وزیران گوش نمی‌کرد. مادر فیروز شاه برای تثبیت سلطنت پسرش، پسر ایلتوموش که برادر تنی راضیه بود را به قتل رساند. در حالیه او قصد داشت راضیه را نیز به قتل برساند، عموم مردم به قلعه ریختند و ربرخی از بزرگان، قلعه را محاصره کردند و مادر سلطان را دستگیر کردند.

راضیه با بهره‌گیری از این بحران، وزیران را متقاعد کرد که کسی که می‌تواند حکومت را نجات دهد خود اوست و توانست به سلطنت برسد. اولین کارش این بود که فیروزشاه و مادرش را به قتل رساند.

راضیه به محض اینکه به سلطنت رسید با یک شورش باتینی مواجه شد. شورشی‌ها که همگی شیعه بودند به مسجدی معروف در دهلی بنام مسجد جمعه حمله کردند و مسلمانان را قتل عام کردند. راضیه بیگم بواسطه‌ی سیاست و شایستگی خود، خودش وارد میدان شد و موفق شد به این شورش‌ها پایان دهد. اما بعضی از بزرگان او را نشناختند و راضیه بیگم با ارتش خود بر همه آنها غالب آمد و این باعث شد که همه‌ی حکمرانان محلی هندوستان از راضیه اطاعت کنند. راضیه بیگم این بار به بندپور توسط هندوها احاطه شده بود حمله کرد و بر هندوها غالب آمده و مسلمانان آنجا را نجات داد. سپس به گووالیور که شورش‌هایی در آن اتفاق افتاده بود حمله کرد و آرامش را برقرار کرد.

راضیه بیگم برای تثبیت جایگاه خود در حکومتش، افراد نزدیک خود را به مقام‌های مهم منصوب کرد. امراهور یاکوت که اهل حبش بود نزدیکترین فرد به ملکه شد و این باعث نارضایتی‌های بیشتر شد. علاوه براین بزرگان راضیه را نقد می‌کردند زیرا او لباس زنانه به تن نمی‌کرد و با پوششی مردانه و صورتی پوشانده نشده مانند مردان سوار بر فیل بین مردم رفت و آمد می‌کرد.

غذای آخر در بیابان

به همین دلیل مخالفت با او روز به روز گسترش یافت. راضیه بیگم تصور میکرد که به مقام و منصب رساندن برخی از مخالفان مانع مخالفت آنها خواد شد متاسفانه اینطور نبود. در سال ۱۲۴۰ بزرگان ترک با شورشی یاکوت را به قتل رساندند و راضیه بیگم را دستگیر و در قلعه‌ای حبس کردند. برادر راضیه بهرام شاه به جای او به سلطنت رسید. راضیه بیگم پی چاره‌ای بود، در حالیکه در قلعه زندانی بود با یکی از بزرگان که مجذوب زیبایی راضیه شده بود، ازدواج کرد. با همکاری همسرش و محبوبیتی که در بین مردم داشت توانست به دهلی حمله کند اما شکست خورد و همسرش کشته شد. سربازان او را ترک کردند و در نزدیکی صحرای کیتل خسته، گرسنه و تشنه تنها ماند. از یک روستایی نان طلب کرد. راضیه بیگم یکی از حکمرانان مهم هندوستان بود و علاوه بر آن یکی از شخصیت های مهم تاریخ ترکان مسلمان بود. در تاریخ ترکان مسلمان تنها حکمران زن بود به غیر از مادرانی که به نیابت فرزندن کوچکشان به حکومت رسیده بودند. مورخان متعقدند که او فردی تحصیل کرده بود که می‌توانست قران را به خوبی قرائت کند. با عالمان خوب رفتار می‌کرد و حکمرانی سخاوتمند و عادل بود. با نام مستعارشیرین دهلوی شعرهای زیبایی به زبان فارسی سروده است. یکی از مورخان درباره راضیه بیگم می‌گفت: «او فقط در خلقت خود از هویت مردان سهم نبرده بود و این باعث شد که رفتارها و صفات مستثنی او مفید واقع نشود».

در زمان‌های آخر سلطنت خود، هویت مردانه‌ای پیدا کرده بود . تیراندازی و اسب‌سواری می‌کرد، لباس مردانه می‌پوشید و صورت خود را نمی‌پوشاند. سوار بر فیل بین مردم رفت و آمد می‌کرد و در جلسات شرکت می‌کرد. در حالیکه رفت و آمد حکمرانان در بین مردم و سربازان در آن زمان خوشایند نبود. راضیه بیگم با مشت‌های آهنین (با چنگ و دندان) مدتی سلطنت خود را حفظ کرد. سلطنتی را که میراث پدرش بود بجای اینکه با تکیه بر بزرگان ترک حفظ کند، با به مقام رساندن بردگان حبشی باعث رنجش برخی از بزرگان صاحب قدرت شد و حتی آنان دشمنی کرد و این بزرگترین اشتباه وی بود و با ازدست دادن حکومت و حتی جان خود تاوان آن را داد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *