خانه / قانون / افتدا(قدرت طلاق زنان)/ سودابه تقی زاده زنوز

افتدا(قدرت طلاق زنان)/ سودابه تقی زاده زنوز

طلاق در اصطلاح عبارت است از ازاله قید نکاح به وسیله صیغه مخصوص. از نظر ماهیت در فقه و قانون مدنی، طلاق ایقاعی است که از ناحیه مرد یا نماینده او واقع می‌‌شود. حتی در مواقعی که طلاق به توافق زوجین یا به صورت خلع یا مبارات صورت می‌‌گیرد باید آن را ایقاع به حساب آورد. به طور کلی طلاق عبارت است از انحلال عقد نکاح در حیات زن و شوهر به اراده مرد یا به تقاضای زن.
یکی از اشکال طلاق مراجعه زوجه به دادگاه و طلاق به وسیله حاکم است. به این نوع جدایی در ادبیات حقوق معاصر اسلام «تفریق» میگویند. تفاوت اساسی این طلاق با سایر طلاق ها از یک طرف وقوع آن به حکم حاکم و از سوی دیگر وجود دلایل مشخصی است که حاکم با استناد به آن ها دست به صدور حکم طلاق میزند، حال اینکه در سایر اشکال طلاق نه نیاز به حکم حاکم است و نه نیاز به وجود دلایل مشخص.
در قران برای زنان نیز حق طلاق قائل شده است و آن در آیهی ۲۲۹ سوره بقره مشخص شده است:
«این طلاق دو نوع است (سیستم طلاقی که در طول طلاق رخ می دهد) بعد از آن یا باید به زیبایی نگه داری کند یا با نیکی رها کند. (در طول طلاق) گرفتن هرچه که به زوجه داده شده حلال نیست. فقط زمانی که زوج یا زوجه از منعیت ها و محدودیت هایی که خدا برای آن ها گذاشته ترسی نداشته باشند میتوانند این کار را انجام دهند.
اگر شما نیز از محدودیت هایی که خدا برای زوج- زوجه گذاشته میترسید بدانید که در فدیه دادن زوجه برای طلاق گرفتن بر او گناهی نیست. این ها محدودیت هایی است که خدا برای بندگان خود گذاشته است.هرکس این محدودیت ها را رعایت نکند همانا او ظالم است. در این آیه فاعل فعل «طلاق» زوج، فاعل فعل «افتدات» زوجه است. به همین دلیل طلاق قدرت طلاق مرد و «افتدا» قدرت طلاق زن است. یعنی در طلاق تصمیم را زوج میگیرد و در افتدا تصمیم نهایی را زوجه میگیرد.
زوجه ای که دیگر قادر نیست زندگی زناشویی را ادامه دهد، گزارش وضعیت را به مقامات میرساند. مقامات میتواند افراد موثری مانند حاکم، محکمه، بزرگان خانواده باشد.
زوجه برای افتدا میتواند نزد آن ها رفته و به دلیل این عمل خود مانند خشونت زوجه، ناسازگاری و … اشاره کند. در این حالت صاحبان قدرت باید با توجه به آیه ۳۵ سوره نساء با مساله مرد نظر برخورد کنند:
آیه ۳۵ سوره نساء:
«اگر از جدایی بین زوجین می ترسید، یکی از خانواده زوج و یکی از خانواده زوجه را به عنوان حاکم انتخاب کنید. اگر این ها به آشتی بین زوجین اقدام کنند خداوند میانه آن ها را بهتر خواهد کرد».
این حاکم ها به زوجه قدرت افتدا میدهند. زوجه، اگر تصمیم داشته باشد طلاق بگیرد، اموالی را که از زوج گرفته مانند مهریه، هدیه و … را باید باز پس دهد. میزان این اموال را مقامات مشخص خواهند کرد. اگر زوج مقصر نباشد باید همگی را باز پس دهد و اگر مقصر باشد زوجه به طور سمبلیک مالی را باز میگرداند(به خاطر عمل افتدا).
در بعضی موارد زوج برای اینکه مالی از زوجه بگیرد میتواند او را مجبور به افتدا کند؛ مانند افترا، فشار روانی و …
دلیل این کار زوج این است که از راه طلاق نمی تواند از زوج مالی بگیرد.
این در سوره نساء با جمله ای قطعی منع شده است:
«اگر میخواهید زوجه خود را رها کرده با دیگری ازدواج کنید اگر حتی به او مال زیادی داده باشید هیچ چیز از او نگیرید. آیا با افترا زدن و گناه بزگی مانن این این کار را خواهید کرد؟ در حالی که به هم نزدیک شده اید ودر یک دیگر ذوب شده اید این کار را چگونه انجام خواهید داد؟ ( آیه ۲۰-۲۱ سوره نساء)
مثلا عثمان زنی را که از افتدا استفاده کرده بود، فقط با بخشیدن یک سگ او را از شوهرش جدا کرد. این حکم سمبلیک زمانی است که شوهر گناهکار تشخیص داده شود.
اما اگر محکمه و حاکم گناهی را در زوج نبینند باید همه مالی را که از زوج گرفته به او پس دهد.
آیا شرایط طلاق با شرایط افتدا یکی است؟
شروطی که در طلاق وجود دارد در افتدا وجود ندارد. یعنی شروطی همچون نبودن زوجه در دوره عادت ماهیانه و نفاس ، عدم نزدیکی ،سپری کردن عده در منزل مشترک و شروطی مانند این لازم نیست. در افتدا مانند طلاق شرط تعداد و نیز شرط عده وجود ندارد.
چون عده به خاطر فرزند نیست بلکه مدتی است که سپری میشود تا شاید در آن مدت زوجین با یک دیگر آشتی کنند.فلسفه عده در طلاق به صورت مشخص بیان شده است. در واقغ برای آگاهی از داشتن فرزند یا نداشتن آن نیازی به سپری کردن سه ماه نیست.
در افتدا نیازی به سپری کردن این سه ماه نیست، زیرا کسی که قرار و تصمیم افتدا میگیرد زوجه است و در افتدا باردار بودن زوجه با یک بار عادت و طهر او قابل تشخیص است. به این امر«استبرا» میگویند که در افتدا نیز از شروط اساسی و لازم به حساب میآید.
در ترکیه، در فقه، کلمه طلاق هم با بیان اراده یک طرفه، هم به صورت تفاهم زوجین و هم به حکم محکمه گفته میشود اما به طور کلی طلاق در ترکیه به جدایی گفته میشود که با بیان اراده یک طرفه، آن هم بیان اراده یک طرفه زوج حاصل گردد. بنابراین با معنی رایج آن در ایران تا حدودی متفاوت است. زیرا طلاق در ایران حتی در حالت خلع آن ایقاعی است که به دست مرد حاصل میشود و حتی زمانی که زوجه خواهان طلاق باشد باز این درخواست تحت عنوان طلاق مطرح میشود، حال اینکه در ترکیه درخواست جدایی زوجه نه تحت عنوان طلاق که تحت عنوان افتدا مطرح است که توضیح آن در فصل پیش گذشت.
طلاق در لغت در ترکیه به معنای بر هم زدن پیوند و آزاد کردن از عقد نیز گفته میشود. در اصطلاح حقوقی اسلام نیز طلاق به بر هم زدن عقد نکاح با جملاتی خاص گفته میشود. در ترکیه نیز حق طلاق به طور کلی به زوج داده شده است. اما زوجه نیز به صورت مشروط میتواند این قدرت را در دست بگیردکه به آن افتدا گوید. در ترکیه جدایی که با پرداخت فدیه از سوی زوجه صورت بگیرد افتدا نامیده میشود.در واقع به قدرت زوجه در پایان دادن زندگی مشترک افتدا گفته میشود.
نتیجه اینکه در حقوق اسلامی چه در ایران و چه در ترکیه حق طلاق به عنوان یک قاعده کلی به زوج داده شده است، ولیکن این امکان برای زوجه نیز در شرایطی خاص امکان پذیر گشته است که در ترکیه تحت عنوان افتدا و نه طلاق و در ایران تحت عنوان طلاق خلع مطرح شده است، که اکثرا با اما و اگرهای فراوانی همراه است!

این مطلب هم بخوانید

اعلامیه رفع خشونت علیه زنان

این قطعنامه که در سال ۱۹۹۳ به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسید به …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *