خانه / اينترسكشناليتي / حتی زمانی که بندهای او بسیار متفاوت از من باشد!/ مهدی حمیدی شفیق
اینترسکشنالیتی

حتی زمانی که بندهای او بسیار متفاوت از من باشد!/ مهدی حمیدی شفیق

آذفمینا” اولین سایت تخصصی در حوزه اینترسکشنالیتی در ایران است، اینترسکشنالیتی هم یک نظریه است، هم یک رهیافت شناخت‌شناسانه و هم یک استراتژی برای رسیدن به عدالت اجتماعی. اینترسکشنالیتی از دل فمینیسم سیاه بیرون آمد، از یک سو جنبش زنان آمریکا تجربه زنان سیاهپوست از تبعیض نژادی را عملا نادیده می گرفت و البته از این سو هم جنبش مبارزه با نژادپرستی در آمریکا، تبعیض و ستم علیه زنان را نادیده می گرفت. البته مسئله فقط محدود به نژاد نبود، بلکه طبقه، مذهب و گرایش های متفاوت جنسی هم در قالب نظریه اینترسکشنالیتی قرار گرفت. در بیشتر نظریه های اجتماعی دیگر این حوزه های ستم و تبعیض به شکل مجزا از هم تعریف می شد و مبارزه برای رفع هریک از این موانع در قالب جنبش های اجتماعی منجر به شکل گیری گفتمانی با یک محوریت اساسی می شد که از اولویت برخوردار بود و دیگر مسایل را در حول و حوش آن تعریف می کردند. درست مثل جنبش زنان یا جنبش مبارزه با نژادپرستی که در اولی مسئله جنسیت در کانون گفتمانی قرار داشت و در دومی مسئله نژاد. اما اینترسکشنالیتی این کلیشه های رایج را درهم شکست، چه طور می شود جنبش زنان در آمریکا چشم بر تبعیض نژادی موجود علیه زنان سیاه پوست، و ادعای آزادی و رهایی برای زنان داشته باشد و یا چه طور می شد در مورد تبعیض نژادی در جامعه آمریکا مبارزه کرد و از زنان سیاهپوست انتظار مشارکت داشت، اما ستم و تبعیض علیه زنان را نادیده گرفت؟!

نظریه تقاطع

نکته تمایز نظریه اینترسکشنالیتی این بود که این حوزه های ستم و تعیض را مجزا از هم در نظر نمی گرفت و آنها را به عنوان حوزه های درهم تنیده تببین می کرد. در این صورت بندی گفتمانی دیگر سئوال از اینکه کدام مسئله از اولویت یا اهمیت بیشتری برخوردار است، اشتباه بود، چرا که این فاکتورهای چندگانه تبعیض، همگی در شکل گیری ماتریس سلطه نقش داشتند. اینترسکشنالیتی به ما می گوید رهایی واقعی زنان و حتی نوع انسان در گرو حذف نظام های درهم تنیده ستم در جامعه است_به خصوص جنسیت، قومیت و طبقه-. در این نگرش تمام عاومل مهم در شک گیری هویت انسان در نظر گرفته می شود؛ جنسیت، طبقه، قومیت، مذهب و… و این عوامل به شکل متقاطع به هویت فرد در جامعه شکل می دهند که معمولا از نظام های در هم تنیده ستم در جامعه تاثیر می پذیرد. این نگرش همه جانبه و چندعاملی، در جهان کنونی که در آن تکثر و تنوع به عنوان یک اصل اساسی به رسمیت شناخته شده، بسیار حائز اهمیت است. دیگر کمترکسی در جامعه شناسی سراغ نظریه های تک عاملی می رود و ماهیت مسایل اجتماعی وسیاسی نظریه پردازان را به سمت استفاده از این نظریه های چندعاملی هدایت می کند.

اینترسکشنالیتی

ایران از یک تنوع و تکثر بی نظیر، به خصوص در حوزه اتنیک، مذهب برخوردار است و از نقطه نظر طبقاتی هم شکاف های عمیقی در جامعه وجود دارد. علیرغم این واقعیت، اکثر نظریه های اجتماعی و سیاسی و جنبش های اجتماعی ایران همچنان در قالب نگرش های کلاسیک، تک عاملی و تقلیل گرایانه گرفتارند. در این میان جنبش زنان ایران که اتفاقا یکی ازمترقی ترین جنبش های اجتماعی ایران است هم از این قاعده مستثناء نیست. همان طور که اینترسکشنالیتی رهاورد فمنیسم سیاه برای جنبش زنان و حتی جامعه انسانی بود، اکنون فعالین جنبش زنان آذربایجان در پی آن برآمده اند که با تطبیق این نظریه با وضعیت ایران دریچه ای نو به وضعیت زنان در ایران بگشایند. در ایران، همیشه در انعکاس وضعیت زنان ایرانی اتنیک و طبقه اکثرا نادیده گرفته می شود یا در حاشیه قرار می گیرد، همچنان که در جنبش های ملی مسئله زنان در حاشیه قرار دارد و این وضعیت مشابه لزوم توجه به تجربه فیمنیست های سیاه آمریکا در شکل گیری نظریه اینترسکشنالیتی را توضیح می دهد. تنها از این منظر بدیع و چالش برانگیز است که می توان چشم به انتظار شکل گیری یک جامعه دموکراتیک، برابر و انسانی باشیم.
پ.ن: سایت آذفمینا به شکل تخصصی در حوزه مسایل زنان آذربایجان و به دو زبان ترکی و فارسی فعالیت می کند. “فمینا” نام مستعار محمدتقی خان رفعت روشنفکر، شاعر و روزنامه نگار آذربایجانی است که اولین مقالات مهم در دفاع از حقوق زنان در ایران را وی در روزنامه “تجدد” نوشته است.

این مطلب هم بخوانید

نظریه تقاطع

باغلانتیلی باسقیلار!(ستم‌های متصل)/ سودابه تقی‌زاده زنوز

نظریه تقاطع «هرهانسی باسقی، نوعونا باخمایاراق، محاربیه یول آچار» «سیمون دوبووار» اینسان حقوقلاری بیان‌نامه‌سی ۱۹۴۸-جی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *